شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 30 بهمن ماه سال 1386 ساعت 23:33

درودی به بزرگیه دریاهای شمال!

هدف اصلیم ازاومدن اینه که واسه نوشتن(حتی این خزئبلات )دلم تنگ

 شده بود! فعلا درس خوندن یا حداقل فکر درس خوندن رو کنار گذاشتم

(برا این مدتی که دارم مینویسم!)درس خوندن اینجا لذت بخشتر ولی

 سختتر از ایرونه!ایران که جدا دانشجو بودن رو فقط تو دبیرستان تجربه

 کردم و دوره دانشگاه به شب امتحان گذشت... طول ترم شیطنت!.. و

پایان ترم عذاب حجم عظیم کاغذهایی که استادای بداخلاق و الکی

 مغرور رو به یاد ادم میاورد و کلاسهای خشک دانشگاه.اینجا درسها در

 طول ترم تقسیم شده با تکالیف و کوئیزهایی که درصد زیادی از نمره

 رو دارن و جدا نمیشه اینجا درس نخوند.استادانی خاکی تر از هر چی

 که فکرش رو بکنید و خوش اخلاق و... اگر اینجا درس نخونی حداقل

 دغدغش باعث میشه بری طرفش... بگذریم.

کمی هم به نظرات شما بپردازم... از لطفهایی که نسبت به من و

 وبلاگم داشتید تا کسایی که تو بعضی پستای مثلا سیاسی

فحشهای رکیک نوشته بودین تا انتقادهای انچنانی که سر فرصت

پاسخ میدم...ولی بازهم از همه کسایی که دستشون رو واسه نظر

دادن جنبوندن تشکر میکنم...

رضا جان ،نیازی نیست که ادم تو هر پستش مطلب اموزنده داشته

 باشه و همین که مثلا خالی از نوشتن شدم خودش یه حسنه!  و

منظور من به مهدی و... اینه که از خودش مطلب بذاره تا لینک مطالب

دیگران...ولی باز ممنونم از نظرت...

حرفهای خودم هم که خیلی زیاده وشاید مجال گفتن همشون

 نباشه...ازاینکه تقریبا هفته ای سه چهار بار میرم بالا ابزرواتوری که به

 میمونا غذا بدم و موفقیتایی در حد اینکه میمونهای ترسو رو تا فاصله

 یه متری خودم بیارم بدست اوردم!!! تا...هر سری هم که رفتم غذا

 بدم بشون یه مراسم گشنی گری هم داشتن بی حیاها!...بازم

بگذریم...

چند روز قبل فیلم بسیار قشنگ سنتوری رو دیدم از داریوش

مهرجویی .شاهکار بود جدا و چقدر سکانسهای تاثیر گذاره زیادی

 داره...صحنه سوسیس سرخ کردن علی و لقمه گرفتن برای معتادها و

 عرق خوردنشون معرکست..تا سکانس عروسی تو پایین شهر و با

سنتور!و موزیک وسط دعوا تا نگاههای مرموز و مبهم تلخک سیاه یا

 ملیجک!!و یا دیالوگهای اولین صحبت هانیه و ویولونیست خیانتکار!اوه

 انقد داره که همه فیلم رو باید بگم با بازی محشر گلشیفته فراهانی و

 بهرام رادان... ولی این فیلم همونطور که میدونید قاچاق پخش شد وبه

 برکت گرفتاریهای مجوز گرفتن از وزارت ارشاد!! ولی باز انسانهای با

 انصاف کم نیستن و در حرکتی جالب کاری خوب رو انجام دادن و می

 تونید در لینک زیر بخونیدش...

ابتکاری برای حمایت مردمی از سنتوری

چند خبر هم در مورد دانشگاه،اول اینکه طبق شنیده های نسبتا

 موثق،دانشگاههای مالزی از  ترم اینده از پذیرفتن دانشگاه ازادی ها

سر باز خواهد زد.البته تا اینجا که شنیدم به استثنای دانشگاههای ازاد

 تهران. ولی چیزی که بسیار واضحه دیگه دانشگاههای اینجا به اسونیه

 ترمهای قبل به دانشگاه ازادیها پذیرش نمیده.دلیل هم وزارت علوم

هست.لیست دانشگاههای جدیدی رو به دانشگاههای مالزی اعلام

 کرده و در اون بسیاری از دانشگاههای ازاد رو که قبلا در لیست بودن

 حذف کرده. همون قضیه از ماست که بر ماست!!!مورد بعدی اینکه

 دانشگاههای در اینجا برای اولین بار ایلتس و تافل رو اجباری کردن...

چند مورد هم در مورد ایمل ها اینکه به صورت ناخواسته دعوت نامه

 هایی از jhoos برای اونایی که به من میل زدن اومده که   این

مشکل حل  شده.

بدرود تا فرصت بعد...

پی نوشت: امروز دوستی می گفت ،حتی مدارک یکی از بچه های

 تهران مرکز(رشته معماری) با رزومه قوی و مقاله، رو هم برای پذیرش

 قبول نکردند. یعنی این دانشگاه، دانشجوی دانشگاه ازادی به هیچ

 عنوان نمیگیره (حداقل فعلا...)

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 7 بهمن ماه سال 1386 ساعت 03:37
 

 

 

چندان بخورم شراب کاین بوی شراب

اید ز تراب چون روم   زیر   تراب

گر بر سر خاک من رسد مخموری

از بوی شراب من شود مست و خراب

خیام

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
PageRank Checker