| ریشه ی این عشق در ایران ماست... |
آمد از ره فصل زیبای بهار
هم تو کف نوشتن بودم هم رگبار امتحانا میانترم تموم شده هم بهانه چهار شنبه سوری و عید ...هم اینکه خطر تو راه وب نویسیم احساس کردم همش نوشته ها خودم روزگذشت با سانسورم هست چون اون اسم لعنتی رو به هزار اشتباه تو وبم گذاشتم و باید نقاب داشته باشم تو حرفام ...دروغ توشون نیست ولی خوب خیلی چیزا که دوست دارم رو نمیتونم بنویسم در همه زمینه ها ...هنوز اونقدر شهامت برا گفتن خیلی چیزا نیست . بگذریم... عید همتون مبارک اینه اصل مطلب و این مراسم نازنینی که داریم شاید تنها مراسمیه و موضوعیه که همه ایرانیا روش اتفاق نظر دارن...اینجاست که میگم غرور ملی مون باید زنده شه اگه قراره یه روز یه کشور حسابی شیم ...مطمئنا قدم اول خواهد بود... جدا احساس غرور می کنم همچین مراسمی داریم و این رو در اینجا به شدت احساس می کنم.پریشب تو مراسم چهارشنبه سوری از ملل مختلف هم!کسایی اومده بودن... مالزیایی،عرب،فرانسوی،استرالیایی،چینی،قزاق،ترکیه...من با ترکیه ای که صحبت کردم گفت این مراسم رو ما هم داریم و بسیار دوست داشتنیه و البته اذعان داشت به ایرانی بودن مراسم... ویلیام،از دوستان فرانسویمون(که اوایل ترم خیلی خودش رو میگرفت!) بعد بر(bor !)خوردن با ایرانیا و دیدن مراسممون در چهار شنبه سوری(هر چند که رقصش کم بود و بیشتر گی پارتی!)و پریدن از رو اتش به گفته خودش شب دوست داشتنی و به یاد موندنی داشت و مطمئنم دیدش نسبت به ایرونیا خیلی عوض شده و این برا تبلیغ فرهنگمون خوبه تا حداقل کاری در راستای جبران ۲۹ سال بدبینی به مردم ایران کرده باشیم.درود به بچه ها ایرونیمون در اینجا که یه تار موشون از ایرونیای ارمنستان بهتره! دلیلش رو نمی دونم!چرا؟! تا چند ساعت دیگه سال تحویل میشه و این سومین عیدیه که دیگه اون حال و هوا عیدا ایرون رو ندارم.سه سال قبل که بیماری پدرم، عید رو و سرانجام پدرم رو از من گرفت! و بعد از اون هم عید دیگه ایران نبودم ونیستم و احتمال زیاد نخواهم بود!هیچ وقت کلاس درس تو ۲۹ اسفند رو متصور نمیشدم! ولی بازی هستی چی به روز ادم که نمیاره... راستی امروز تولد خودم! و همچنین تولد یکسالگی وب نویسیمم هست... به خودم تبریک میگم و قالب جدید وبم رو به خودم هدیه میدم! راستی من هم عادت دارم مثل یکی تو ایرون!اول سال رو برا خودم نامگذاری کنم! برم رو اون فکر کنم...شاید بذارم سال نهضت خدمت رسانی یا ....!!! نوروزتون مباررررررررررررک.... خاک بارون زده ایران رو جای من هم بو کنید... قاصدک آمد که مهمان آمده بوی نرگس های ایران آمده خاک من ای قبله گاه عاشقان نوبهارانت همیشه جاودان پی نوشت ۱: اون جنازه ای که از رو اتیش میپره یه ضایعه طبیعی به اسم کورش هست! پی نوشت۲:ازینکه ایمل ها رو کمی دیرجواب دادم و میدم امیدوارم من رو ببخشیدهمینطور در مورد عزیزانی که نظر دادن و پاسخی فعلا ندادم به حساب بی ادبی نذارید... پی نوشت ۳ : به زودی یه پست تکمیلی در مورد اطلاعات لازم در مورد دانشگاههای اینجا میدم...
|